meta charset="UTF-8">

جامعه یاوری خراسان

در مجالی كه برايم باقيست باز همراه شما مدرسه ای می سازيم

دقایقی با مؤسسه‌ی خیریه‌ی همدم (فتح‌المبین) - 29/07/96

گزارشگر: فریبا قاسم زاده****** امروزه، کارآفرینان، هنرمندان، ورزشکاران و سایر قشرهای پردرآمد با تأسیس بنیادهای نیکوکاری در جهان، با سازوکاری منظم و پیوسته، مساعدت به نیازمندان را به عنوان مسئولیتی اجتماعی دنبال می‌کنند.


 

دقایقی با مؤسسه‌ی خیریه‌ی همدم (فتح‌المبین)

مسئولیت اجتماعی کارآفرینان

سنتی دیرینه با رویکردهای جدید


امروزه، کارآفرینان، هنرمندان، ورزشکاران و سایر قشرهای پردرآمد با تأسیس بنیادهای نیکوکاری در جهان، با سازوکاری منظم و پیوسته، مساعدت به نیازمندان را به عنوان مسئولیتی اجتماعی دنبال می‌کنند.

این رویکرد در حال حاضر تبدیل به نوعی ارزش اجتماعی شده و سوای شأن و منزلتی که کارهای خیریه ممکن است برای فرد ایجاد کند، حس انسان‌دوستی و کمک به هم‌نوعان را به عنوان فرهنگی فراگیر ترویج می‌کند.

چندی پیش اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی مشهد در اقدامی نمادین و به منظور آشنایی بیشتر کارآفرینان و توانمندان اقتصادی با یکی از مؤسسات خیریه موفق و مردمی، مراسم افطاری سالانه خود را با فعالان اقتصادی و مسئولین اجرایی استان از جمله استاندار و به یاد مرحوم محسن هاشمی (کارآفرین خیر عضو اتاق) در مؤسسه خیریه همدم برگزار کرد.

این مؤسسه در گوشه ای از شهر مشهد، سال‌هاست که به همت انسان‌های فرهیخته و دلسوز توانسته‌ با افتخار چتر حمایت خود را بر سر جمعی از مددجویان بگسترد و به الگویی از فعالیت بدل شود.

دکتر زهرا حجت و جعفر شیرازی‌نیا زوجی کارشناس و دلسوز از مدیران این مؤسسه و از جمله انسان‌های خیری هستند که نه‌تنها کار اداری، بلکه زندگی و روح و روانشان را وقف کسانی کرده‌اند که به این از خودگذشتگی نیاز دارند؛ دختران کوچک و بزرگی که با نسبت‌های مختلف، از برکت هوش لازم و کامل محرومند و نبود دست گرم خانواده بر سر آن‌ها، دردشان را دوچندان کرده است. این خلأ موجب شده تا این دو پزشک و روانشناس با حمایت خیرین از جمله جمعی از کارآفرینان با تمام وجود به کمک این دختران بیایند و بکوشند زندگی آن‌ها را هرچه بیشتر به زندگی دیگر انسان‌ها نزدیک کنند.

***

وقتی وارد اتاق مدیریت مؤسسه می‌شوم، حس خوبی که در فضا پراکنده است به خوبی درک می‌شود؛ محیطی آرام که کارکنانش به دور از هیاهوی مردمان شهر، تنها دغدغه‌ی آرامش‌بخشی به دختران کم‌توان را دارند.

دکتر زهرا حجت که بار اصلی این مرکز را به دوش می‌کشد با نخستین پرسش من، بی مقدمه سخن آغاز می‌کند. گویی سال هاست که با  این جملات زیسته است:

«این مجموعه از سال 61  تاسیس شده اما حال و روز خوشی نداشت. در سال 81 آقای شیرازی‌نیا که رئیس مرکز توان‌پزشکی قدس بود، به علت  ارتباط‌ خوب با خیرین به این مؤسسه منتقل شد تا وضع این مرکز را که در آن دوران به دلیل تغییر مدیریت شرایط مطلوبی نداشت، بهبود ببخشد. این ماجرا گذشت تا اینکه در سال 83 سیستم مدیریت که به وضع نسبتا مطلوبی رسیده بود به شیوه هیات امنایی تغییر شکل داد.آقای شیرازی نیا  تمام تلاش خود را به کار گرفت تا هیات مدیره ای فعال را به اینجا بیاورد.

پس از مدتی که همسرم وارد این مجموعه شده‌بود، من هم راغب شدم به اینجا سری بزنم. پس به مرکز آمدم؛   دیدن چهره کودکان معصوم در من حالی را به وجود آورد که احساس کردم باید کار دندانپزشکی‌ام را کنار بگذارم و همراه آن‌ها باشم. در همین شرایط قرار شد یک نفر مدیریت را قبول کند تا بتواند تمام و کمال کارهای این موسسه را سر و سامان دهد با انتخاب وتایید هیات مدیره، من مدیرعامل این مجموعه شدم.

در آغاز کار با توجه به اینکه شغل من دندانپزشکی است، نصف روز به کلینیک می‌رفتم  و نصف دیگر روز را به اینجا می‌آمدم اما وقتی مسئولیت مدیریت را پذیرفتم به ناچار کار در مطب را رها و تجهیزات آن را به کلینیک دندانپزشکی همدم منتقل کردم.

  من براین باورم که بیش از آن‌چه من به فرزندان این مجموعه -که آن‌ها را دختران خودم می‌دانم- خدمت کنم، آن‌ها هستند که باوجودشان به ایجاد یک حال خوب در من کمک می‌کنند. من درکنار  این بچه ها قشنگ‌ترین لحظات را درک‌ می‌کنم.

در حال حاضر اینجا یک مرکز جامع توانبخشی است؛ مکانی که از ابتدا برای دختران کم‌توان ذهنی 7 تا 12 سال و بی سرپرست ساخته شد حال با توجه به اینکه این کودکان پس از دوازده سالگی هم جای مناسبی برای زندگی نداشتند این محدودیت سنی را برداشتیم و در حال حاضر تا خانم 50 ساله (با هوش‌بهره‌های مختلف) در این موسسه زندگی می‌کنند.»

تنها یک‌سوم هزینه‌ها از طریق دولت تامین می‌شود

جعفر شیرازی نیا همسر و یاور خانم دکتر حجت نیز در ادامه این گفتگو می گوید: «از سال 83 دولت بابت آموزش و نگه‌داری هر یک از این فرزندان یارانه‌ای به ما می‌دهد که تنها یک‌سوم کل هزینه‌ این بچه ها را تامین می‌کند و دو سوم دیگر فقط با مشارکت‌های مردمی تأمین می‌شود. به‌طور متوسط ماهیانه حداقل یک و نیم میلیون تومان هزینه هر مددجو است.

بدیهی است اگر مردم نباشند امکان بقای یک چنین موسسه ای وجود ندارد. خوشبختانه اعضای هیات مدیره‌ی این موسسه همگی نیکوکارانی دلسوز و نام‌آشنایند و نام نیک‌شان مایه‌ی اعتبار و جذب نیروی خیر به همدم است. هرجا کسری می‌آوریم از هیأت مدیره مؤسسه کمک می گیریم و اگر به مردم نیازمندیهایمان را اعلام می‌کنیم برای این است که خودشان به‌اصرار می‌خواهند کمک کنند و ما نمی‌خواهیم دیگران از فیض این نیکوکاری محروم شوند. البته، مددجویانی این‌چنین، نیازهای متعددی دارند که در هرحال ما را به یاری مردم وخیرین وابسته می‌کند. ما حدود 400 فرزند داریم و برای این تعداد مددجو، حدود 150 نیروی استخدامی. از آنجا که باید یک سری استانداردها را رعایت کنیم،  ما یک سری کادرهای تخصصی  هم داریم که حتی اگر صرفا 20 تا مددجو هم داشتیم، باید همین تعداد نیرو در خدمتشان می‌بودند. از طرفی، اینجا یک مرکز شبانه‌روزی است و دست‌اندرکاران و متخصصین می‌دانند که این واقعیت هزینه‌های ما را خیلی بالا می‌برد.

مسئولیت اجتماعی کارآفرینان و سایر اشخاص، ما را سر پا نگاه‌داشته است

روی پا ایستادن ما براساس کمک خیرین است و اگر کمک خیرین بنا به دلایل اقتصادی سیر نزولی داشته باشد فرزندان همدم آسیب می‌بینند. برای همین ما همیشه دعا می‌کنیم که چرخ صنعت بچرخد و صمیمانه امیدواریم صنعتگرها و کارآفرین‌ها کارشان با موفقیت روبرو شود چون موفقیت آن‌ها در اصل موفقیت ماست. در حال حاضر نه تنها کارآفرینان بلکه تمام کسانی که به این مجموعه کمک می‌کنند این اتفاق را مسئولیت اجتماعی خود می دانند و می‌کوشند درکنار کارهای روزمره خود فعالیتهایی هم برای تعالی و تسکین روحی و قلبی خویش انجام دهند و به‌حق،کمک به نیازمندان و مددجویانی همچون دختران بی‌سرپرست همدم، در اصل مسئولیت اجتماعی همه ماست. تنها خواسته‌ای که من از تمام توانمندان دارم این است که فقط یک‌بار به مجموعه ما بیایند و از بخش‌های مختلف بازدیدی داشته باشند. آن‌وقت، قطعا خودشان متوجه می‌شوند که چه کاری در این مسیر از آن‌ها برمی‌آید و چقدر می‌توانند به دختران ما و به خودشان کمک کنند و چه میزان می‌توانند تعیین کننده و موثر باشند.

کمک های مستمر، ارزشمندتر است

در خصوص نیاز یا عدم نیاز به کمک‌های مستمر خیرین به این مجموعه و مجموعه‌های مشابه می‌توان گفت، هر کمکی ارزشمند است اما وقتی مستمر باشد ما می‌توانیم بیشتر روی آن حساب و براساسش برنامه ریزی کنیم. باتوجه به همین واقعیت است که؛ برخی از کارخانه‌ها و صاحبان صنایع، به صورت ماهیانه به همدم کمک می‌کنند. گروهی از خیرین به صورت مستمر نیازهای مؤسسه را می‌پرسند و کمک‌شان را به‌شکل تامین مایحتاج به مجموعه می‌رسانند.

بد نیست بدانید که؛ ما بعضا از مدیران خیرکارخانه‌ها و شرکت‌های تولیدی خواسته‌ایم اطلاعات خود را به ما بدهند تا برای آن‌ها معافیت مالیاتی بگیریم اما بسیاری اوقات وقتی به آن‌ها رجوع می‌کنیم، متوجه می‌شویم آن‌ها نه از طریق حساب کارخانه، بلکه از طریق حساب شخصی به ما کمک می‌کنند تا حتی ذره‌ای کار آن‌ها به‌چشم نیاید و جنبه‌ی خودنمایی به‌خود نگیرد.»

جعفرشیرازی‌نیا  بااشاره به افطاری برگزار شده از طرف هیات بازرگانی خراسان رضوی هم می‌گوید: «در این شب کمک‌های قابل توجهی به دختران همدم و همچنین به زندانیان دیه شد که این امر اتفاق مبارک و خوبی بود.

جوراب وصله‌دار را وسیله مشارکت قرار ندادیم

اساس کار ما در اینجا براساس تکریم بچه‌ها است. ما همیشه سعی کرده‌ایم با تکیه بر توانمندی‌های بچه‌هایمان نیازهای آن‌ها را تأمین کنیم. ما هیچ‌وقت نخواسته‌ایم جوراب وصله‌دار بچه‌ها، کفش پاره یا چهره نشسته آن‌ها را وسیله جلب ترحم وتوجه کنیم. متاسفانه هنوز موسساتی هستند که در بازار، بنگاه‌ها و شهرک‌های صنعتی، دنبال مظلوم‌نمایی و جلب مشارکت از مردم اند. یافتن حامی توسط ما به این ترتیب بوده‌است که هر یک از اعضای هیات مدیره، با مناعت و محبت، دست یک شخص را گرفتند، آوردند و با این مجموعه آشنایش کردند. همین شفاف بودن کار است که باعث شده حامیان ما ماندگار شوند. اما در مجموع می‌توان گفت که؛ ما، مجموعه‌ی اتفاقات خوبی که در این موسسه رخ داده است را لطف خداوند و از برکت وجود این بچه‌ها می‌دانیم.


از کار روزانه تا هنر و صنعت

در موسسه‌ی همدم، موضوع حرفه‌آموزی وهنرآموزی سال‌هاست که در دستور کار قرار گرفته‌است و این مساله، علاوه بر ایجاد احساس رضایتمندی در بچه‌ها، بازار اشتغال برای آن‌‌‌ها ایجاد می‌کند. البته این بازار کار، بازاری است که هم از طریق تولیدکننده و هم مصرف‌کننده حمایت شده‌است. چون به هرحال این بچه‌ها در بهترین حالت بچه‌هایی هستند که از نظر هوش‌بهره مرزی هستند و با توجه به بدسرپرستی یا بی‌سرپرستی از اعتمادبه‌نفس بالایی برخوردار نیستند. اما ما سعی کردیم این اعتماد به‌نفس را با هنر به آن‌ها بازگردانیم. علاوه بر کارگاه‌های فرشینه، گلیم‌بافی، قلم‌زنی و گلسازی، فرزندان ما در کارگاه موسیقی و کارگاه تئاتر هم خیلی موفق بوده‌اند و حتی توانستند رتبه‌های کشوری دریافت کنند.

البته فعالیت چنین اشخاصی کُند و زمان بر است و به عنوان مثال 6 ماه طول می کشد تا یک مددجو، بافت یک گلیم را تمام کند. حال اگر بخواهیم نسبت به هزینه هایی که برای مربیان و به طور کلی برای این اشخاص تامین کرده‌ایم روی تولیداتشان قیمت بگذاریم طبیعتا قیمتی نیست که مطابق استاندارد بازار باشد و فردی عادی مایل باشد آن را بپردازد. از همین رو تولیداتمان را یا در بازارچه‌های خیریه به فروش می‌گذاریم تا قیمت را مردم تعیین کنند، یا به افرادی که ارزش کار را می‌دانند هدیه می‌دهیم.

 در مورد نیروی کاری این موسسه هم می‌توانم بگویم که تلاش کرده‌ایم پس از انتخاب نیروهای مجرب و دلسوز، به آن‌ها رسیدگی مناسب بکنیم تا آنان هم بتوانند به سهم خود به‌خوبی از بچه‌ها پرستاری و مراقبت کنند. علاوه بر کارمندان خود، نوعی دیگر از همکاری را هم از یاوران دریافت می‌کنیم؛ بیش از 1000 یاور داریم که در انجام کارهای مختلف یا در رفع نیازهای مادی به مؤسسه کمک می‌کنند. به عنوان نمونه خیرینی هستند که با وسیله نقلیه خود یک یا چند روز در هفته به مؤسسه خدمت رسانی می‌کنند. یا پزشکان و مهندسینی که روزهایی را در خدمت عزیزان این مجموعه هستند. همچنین در سایر مشاغل خدماتی، آموزشی و هنری.

در اینجا جا دارد از همه یاوران و خیرین عزیز موسسه‌ی همدم و همکاران دلسوز این مجموعه، صمیمانه سپاسگزاری کنیم.» که این رسالت اجتماعی خود را به زیبایی به انجام می‌رسانند. و این امر بدون یاری و همکاری نیک‌اندیشانی چون آنان به‌آسانی میسر نمی‌شود.



برای مشاهده هر عکس، بر روی آن کلیک نمایید.