می خواهم زندانیان دیه را آزاد کنم

 

براستی اندیشیدن برای تحقق آرزوهای گرفتاران، زیباترین لحظه های زندگی است.

واقعا بیاییم و برای آرامش روحی خود به گرفتاری های دیگران بیندیشیم. چقدر برای ما غیر ممکن می تواند باشد که چنین در خوشی ها و لذت های خویش فرو رفته و غرق شده ایم که برای شنیدن فریادها هم گوش شنوا نداریم.
بینایی نداریم و دلهامان چه سخت در تاریکی فرو رفته که اگر دل بخواهد انجام هرکاری غیرممکن «ممکن می شود ». اگر گره های دل را باز کنید اگر دستان سرد انسان های گرفتار را در دستان گرم خود بفشاریم، اگر دیگران را در لذت خوشبختی و زیبائی نعمت های زندگی شریک کنیم، نومیدان جامعه می توانند فرصت های از دست رفته را بازیابند و چهره های خاموش خود را به نور عشق و امید روشن کنند، زندگی های تاریک به فراموشی سپرده می شود اداره کنندگان این ارگان در تمام شبانه روز به یاری مددجویان می شتابند و بی دریغ و مهربانانه از سال های بس دور تاکنون سایه پرمهرشان را بر تمامی انسان هایی که نیازمند دستگیری بوده اند گسترده اند و این امید زیبا را در عمق وجود مددجویان بوجود آورده اند که تنها نیستند و فراموش نشده اند و برای غم هایشان غمخواری دارند و فرمایش سعدی شاعر بزرگ ما:

بنی آدم اعضای یک پیکرند                                که در آفرینش ز یک گوهرند                                                              

امید اینکه تعداد زندانیان روز بروز کاهش یابد و امکانات اداره آنها افزایش، و دست های بخشنده و پرتوان پشتوانه دستان نیازمند بماند و گره بخورد.