زندانیان دیه

 

تحقق نیات خیرخواهانه اتاق بازرگانی و حمایت از زندانیان خراسان رضوی


علی دادور / مدیر عامل یاوری خراسان


امروز شانزدهم بهمن ماه 93 است ساعت، 11:30 دقیقه را اعلام می کند که ریاست اتاق بازرگانی ایران و مشهد مهندس شافعی، راهی مکانی شده اند که صدها انسان از پشت دیوارهای قطور و ضخیمش در حسرت دیدار زندگی هستند که مدتهاست آن را از دست داده اند، جائی که هیچکس حتی برای چند ثانیه هم نمی تواند تصور زندگی کردن در آنجا را داشته باشد.
این مکان زندان است زندان مرکزی مشهد، جائی که هزاران انسان را در سکوت و وحشت و تنهائی خود فرو برده است، و آنان را تا مدتها و گاه تا پایان عمر از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خویش محروم می کند و به همین دلیل است که زندانی انسانی می شود بشدت افسرده و سرخورده که در تمام سالیانی که در آن اردوگاه وحشت بسر می برد فقط در حسرت دیدار انسانهائی است که از آن طرف دیوار بیایند و سلامش را پاسخ دهند و به حرف های ناگفته دلش گوش کنند و از زندگی برایش حرف بزنند زندگی زیبائی که در پشت دیوار در حرکت است و در انتظار روز یا شبی است که او را هم در آغوش خویش ببیند و به او خوش آمد بگوید اما دریغ و افسوس که بسیار زندانیانی که تا پایان عمر در حسرت این آرزو می مانند و می روند.
آری مهندس شافعی امروز با هدیه ای از اتاق بازرگانی به جمع اداره کنندگان این مرکز آمده تا از بار سنگینی که بر دوش مدیران دلسوز اداره کل زندان های خراسان رضوی نهاده شده و مشکلات عدیده این ارگان بکاهد و دین خود را در این عرصه نیز به نیازمندان محبت ادا نماید. مدیران این مرکز یاران دلسوز و از قبل آشنای ریاست اتاق بازرگانی بودند که بهم پیوستن آنها و درد مشترکشان و بازگو کردن خاطرات تلخ و شیرینشان فضائی دلنشین و انسانی را بوجود آورده بود، همه در اندیشه رفع مشکلات و کمبودها و نبودها و رفع محرومیت ها و کمک به کسانی بودند که بهر دلیلی زندانی شده اند.
براستی اندیشیدن برای تحقق آرزوهای گرفتاران، زیباترین لحظه های زندگی است.
واقعا بیاییم و برای آرامش روحی خود به گرفتاری های دیگران بیندیشیم. چقدر برای ما غیر ممکن می تواند باشد که چنین در خوشی ها و لذت های خویش فرو رفته و غرق شده ایم که برای شنیدن فریادها هم گوش شنوا نداریم.
بینایی نداریم و دلهامان چه سخت در تاریکی فرو رفته که اگر دل بخواهد انجام هرکاری غیرممکن «ممکن می شود ». اگر گره های دل را باز کنید اگر دستان سرد انسان های گرفتار را در دستان گرم خود بفشاریم، اگر دیگران را در لذت خوشبختی و زیبائی نعمت های زندگی شریک کنیم، نومیدان جامعه می توانند فرصت های از دست رفته را بازیابند و چهره های خاموش خود را به نور عشق و امید روشن کنند، زندگی های تاریک به فراموشی سپرده می شود و ما امروز شانزدهم بهمن با قلب های گرممان بسراغ انسان های منتظر آمده ایم که همیشه چشم براهند و در آرزوی انسانی دیگر و چقدر برای ما لذت بخش و شادی آفرین بود که توانستیم در جمع تلاشگران و گره گشایان اداره کل زندان ها حضوری پررنگ داشته باشیم و ساعتی پای صحبت و تجربه های ارزشمند جناب آقای قهرمانی معاون سازمان زندانهای کل کشور، جناب آقای صابری فر بازرس مجمع عمومی و نیک اندیش قدیمی، آقای خادم الحسینی مدیر عامل دلسوز انجمن حمایت از زندانیان مشهد بنشینیم، و همه سراپا، گوش به فرمایشات و تجربه های دلنشین ریاست اتاق بازرگانی بسپاریم که البته این اولین حضور نیست و آخرین نیز نخواهد بود.
اداره کنندگان این ارگان در تمام شبانه روز به یاری مددجویان می شتابند و بی دریغ و مهربانانه از سال های بس دور تاکنون سایه پرمهرشان را بر تمامی انسان هایی که نیازمند دستگیری بوده اند گسترده اند و این امید زیبا را در عمق وجود مددجویان بوجود آورده اند که تنها نیستند و فراموش نشده اند و برای غم هایشان غمخواری دارند و فرمایش سعدی شاعر بزرگ ما:

بنی آدم اعضای یک پیکرند                                که در آفرینش ز یک گوهرند                                                              

در پایان این نشست شادی بخش و دلنشین یک دستگاه خودرو مکسوس 17 نفره، خودروي اهدائی اتاق بازرگانی به وسیله جناب آقای مهندس شافعی به جناب آقای خادم الحسینی مدیر عامل انجمن حمایت از زندانیان اهدا شد و گروه همراه در این روز خجسته لبخند رضایت بر لب از یک جلسه پربرکت با خاطره ای بیاد ماندنی خداحافظی کردند.
امید اینکه تعداد زندانیان روز بروز کاهش یابد و امکانات اداره آنها افزایش، و دست های بخشنده و پرتوان پشتوانه دستان نیازمند بماند و گره بخورد.